مقدمه 
معماری معاصر ایران سابقهای بیش از یکونیم قرن دارد. این معماری هماهنگ با دوران معماری معاصر غرب و تحتتأثیر آن، آثار برجستهای را در سبکهای متعدد معماری؛ اعم از مدرنیسم اولیه تا اعتلای مدرنیسم و جنبههای بعد از مدرنیسم بهوجود آورده است.
معماران نمیتوانند به فرم توجه نداشته باشند؛ اما معماری از جایی دیگر شروع میشود، جایی که به آن «ایدۀ خلاق»میگویند. یک معماری صادق و متفکرانه پاسخی است به بستر اجتماعی و فرهنگی خود، عاملی که معماری امروز بیش از هر زمان دیگر به آن نیازمند است. طراحی در ایران نیاز به پژوهش، عشق، اصالت وجودی، هوش و نوآوری دارد. معماری زبانی است برای ارتباط با محیط، گذشتگان و آیندگان و مبدأ هستی و فردای مطلوب انسان و جامعه.
معماری تنها فرم نیست و چیزی که معماری را به بالاترین هنرها تبدیل می¬کند، محتوای آن است؛ همان ریشهای که معماری را با فرهنگ، هویت، اصالت، تاریخ و جامعه پیوند میدهد و کانسپت معماری با مفاهیم عمیق آن معنا میشود.
مدرنیسم و معماری مدرن سبک بین¬الملل، با خلوص، وقار و صداقت با مخاطب روبهرو میشود. درمقابل، جریانهای پستمدرن، نوعی گریز از پوچی و بی¬معنایی را در دنیای امروز فریاد میزند. برخی از افراد، سادهاندیشانه تصور میکنند پستمدرنیسم با سنت آشتی دارد و پناه بردن به دامان پستمدرنیسم نوعی آشتی با سنت است، درحالیکه نگاه طعنهآمیز معماری پستمدرن به سنت و تاریخ، نوعی شوخی و طنز بههمراه دارد.
کتاب معماری معاصر ایران، تألیف داراب دیبا توسط نشر آبان در سال 1396 منتشر شده است.
در سالهای متمادی تدریس در دانشگاه¬های ایران و کشورهای مختلف جهان، همواره از تقابل و تعاملِ سنت و مدرنیسم صحبت کرده¬ام؛ اینکه مدرنیسم چیست و چگونه زندگی ما را در دوران معاصر دگرگون کرده است؟ چگونه می¬توان هم مدرن بود و هم به سنت¬ها و معماری سنتی احترام گذاشت؟ جواب این پرسش مهم در حوزۀ طراحی، باتوجهبه ده مفهوم کلیدی شکل گرفت که مبانی و اندیشههای یک الگووارۀ پیچیدۀ نظاممند را سامان میدهد، الگوواره¬ای برای تعریف معماری معاصر ایران که به شرح زیر است:
1. بیان الگویی ازلی از طراحی ماندگار ساختار باوقار بهعنوان معنای برتر اصالت وجودی؛
2. حس وحدت، مرکزیت، اشتیاق به تعالی، وحدت ورای گونهگونیها باتوجهبه تکثیر نیروهای جهانی؛
3. فضای یادآوری و خاطره، استعارۀ مجازی از جهانی گسترده، برتری ازطریق قلمرو مینوی حقیقت؛
4. هندسه بهعنوان نظام راهبردی، بیان انتزاعی از نیروهای ماوراءالطبیعۀ وجود، نظمدهی به فضا بهوسیلۀ اندیشۀ عقلایی انسانی و محورهای مرتبط با یکدیگر؛
5. نور بهعنوان عامل تجلی و گشایش، مؤلفۀ بنیادی در تمام منظرها، ریشۀ زندگی، خورشید، گذر، مسیرها، دانش و کشف حقیقت غایی؛
6. شفافیت و تداوم فضایی، ارتباط عمودی و افقی تمامی فضاهای ادراک شونده؛
7. چهارطاق، مفصل پوششدهندۀ جهات آسمانی، جایگاه مرکزیت و گفتوگو، هدایتگر مسیر؛
8. ایوان، استعارهای از مواجهه، استقبال و دعوت، فضای انتقال از ظاهر به باطن، عبور آشکار و نهان؛
9. مصالح طبیعی، خاک و سنگ، نمایانگر طبیعت و زمین، ساختار منظم، سنگ¬های سفید بهعنوان قدر مطلق و مقیاسهایی از درخشندگی؛
10. باغ ایرانی، فضای تأمل، عبادت و آرامش، آب، چهار جوی روان، تلألؤ، انعکاسی مجازی و غیره.
بانک مسکن کرمان طراحی داراب دیبا در مهندسان مشاور آتک، کارفرما: شرکت سرمایهگذاری مسکن
موضوع مهم در معماری معاصر ایران که چالشهای فراوانی را بههمراه داشته، ظهور مدرنیسم در سپهر کشوری است که قدمت تاریخی طولانی دارد. در فاصلۀ سالهای ۱۳۸۴- ۱۳۸۶ شمسی در شركت مهندسان مشاور آتک، بانک مسکن شعبۀ مرکزی شهر کرمان را برعهده داشتم؛ یک پروژۀ بزرگ اداری به مساحت ۴۲۸۸ مترمربع که شرکت سرمایهگذاری مسکن، کارفرمای آن بود. مکان پروژه در شهر کرمان بود، شهری با سابقۀ تاریخی زیاد و موضوع پروژه، موضوعی جدید بود؛ چیزی که در تاریخ ایران اثری از آن دیده نمیشود. نتیجۀ کار چیزی بود که میتوان از آن به گفتوگو میان سنت و تجدد یاد کرد، گفتوگو میان تاریخ گذشته و نیازهای زمان حال.
معماری موضوعی با ساحت¬های متنوع است. در تعریف معماری، مفهوم از افسانهها و داستانها برمیخیزد و گونهها از مفاهیم نشأت میگیرند، تکنولوژی از مفهومی
حرکت بهسمت اوج در تعامل سنت و مدرنیسم در سفارت ایران در آلمان، برلین
ساختاری و گونه برگرفته میشود و فرهنگ بر آن نور میتاباند. حس تعلیقی که حاصل مناظر گذرایی است که ازطریق مجازهایی گاه ظاهر و گاه مخفی پدید میآید، شاید یادآور سیال بسیاری از خاطرات باشد.
عناصر ساختاری در طلوع و غروب همانند یک شعر سپید، هیئت پیچیدهای از سطوح و سلسلهمراتب فضایی گوناگون را باز مینمایانند و انعکاسها و شعاعهای نور، فارغ از هر رنگی، همگام با تداوم مصالح، میتوانند ما را در رسیدن به این مهم یاری کنند. ازاینرو، فرهنگ مهمترین بخش درکِ ما از معماری است؛ موضوعی که در معماری مدرن به اوج خود رسید و معماران امروز ایران بهآرامی به جوهرۀ آن پی میبرند و بهخوبی آن را بهکار میگیرند.
کتاب حاضر که به کوشش یک معمار و طراح برجستۀ دوران معاصر؛ یعنی جناب آقای دکتر محمدرضا پورزرگر نوشته شده است، برگی از تحلیل تاریخ ورود مدرنیسم به ایران و تحولات ایران پس از دوران مدرن است که بهخوبی تعامل و تقابل ایرانیان را با مدرنیسم و اندیشههای مدرن با تأکید بر هویت اسلامی و ایرانی نشان میدهد. ضمن توصیۀ خوانندگان کتاب به اندیشیدن دربارۀ عمق این موضوع، در پایان برای ایشان و سایر اندیشمندان معماری معاصر ایران آرزوی موفقیت دارم.
داراب دیبا
استاد دانشگاه تهران
مهر1403، تهران
مقدمه مولف
«اصالت» و «هویت» دو واژۀ بسیار عمیق در فرهنگ ما ایرانیان است. از دیرباز که سرزمین پهناور ایران که متشکل از اقوام مختلف و یکی از هفت قطب مهم مدنیت در جهان باستان بود، همواره دو واژۀ هویت و اصالت در عمق فرهنگ ایرانیان ریشه دوانده است و قدمت شهرنشینی نشان از اصالت تاریخی معماری و شهرسازی ایران دارد.
لغتنامۀ دهخدا در بیان مفهوم «اصالت» واژگانی چون نجابت، شرافت، فرهنگ، نظام، اصیل بودن و غیره را میآورد که همگی بهنحوی «اصالت داشتن» را بهمعنای «خود بودن» دانستنه¬اند؛ اما پرسش مهم اینجاست که اصالت داشتن در معماری و شهرسازی به چه معناست، چگونه خودمان باشیم و چگونه معماری خودمان را داشته باشیم؟
اصیل بودن دارای معنایی عمیق است و «صداقت» بخش مهمی از اصالت است. بااینحال، بین صداقت با دیگران و راستگویی، تفاوت زیادی وجود دارد. هریت لرنر در کتاب «رقصِ فریب» بین این مفاهیم تمایز قائل میشود. وی میگوید صداقت گاهی اوقات، نشاندهندۀ افکار و احساسات سانسور نشدۀ ماست، درحالیکه حقیقت نیازمند ظرافت، زمان، مهربانی و همدلی با شخص دیگری است. (فیروزی، 1399) عنوان «اصیل بودن» علاوهبر معماری و شهرسازی، دربارۀ خود انسان هم صادق است. سوزان هارتر در کتابی با عنوان «مرجع روانشناسی» استدلال میکند که شـخصیتهای ما نمیتـوانند ثابت باشند. پس باید مـنعطف
باشیم و این انعطافپذیری به ما امکان تغییر، رشد و محقق ساختن فرصتهای جدید را میدهد. بااینحال، خود واقعی ما فارغ از اینکه در چه موقعیتی هستیم، ثابت باقی میماند. فقط بهاینخاطر که نقشهای مختلفی داریم، به این معنی نیست که باید هر بار نقاب متفاوتی بهصورت داشته باشیم. (فیروزی، 1399) براساس تعریف علمی و عملیاتی موضوع در معماری، اصالت در آثاری یافت میشود که به جوهرۀ ایدۀ اصلی معماری در معماری گذشته میروند و دوباره ایده¬های کهن را «بدون تکرار» و «بدون تقلید» ارائه میکنند. آثار معماری که ممکن است بهعنوان «تقلیدی» توصیف شوند، اغلب به اشکال سنتی می¬پردازند؛ اما به جای برداشت اصیل، آن¬ها را تقلید میکنند.
کتاب بازسازی اصیل: اصالت، معماری و محیط ساخته
«اصالت» و «شهرنشینی»، دو مفهوم بههمپیوسته¬اند. با انتخاب شهر تهران بهعنوان پایتخت در سال 1164 شمسی که جمعیت آن قریب به 15000 نفر بود، شهر تهران کانون تحولات مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی قرار گرفت و تا به امروز با دارا بودن بیش از 15 میلیون از جمعیت حدود 90 میلیونی کشور، مرکز تصمیمسازی است و از فرازونشیب فراوانی عبور کرده است. تهران در اوایل قرن اخیر و پس از انقراض دورۀ قاجار و شروع سلسلۀ پهلوی که در سال 1304 شمسی بهوقوع پیوست و براساس اولین سرشماری در سال 1309 دارای 300 هزار نفر جمعیت بود که این جمعیت در سرشماری ۱۳۱۹، به ۵۴۰ هزار تن رسید (همشهری آنلاین، 1391).
تحولات صورتگرفته از اوایل قرن اخیر تاکنون، باتوجهبه تکیه بر اهرمهای سیاست، اقتصاد، اجتماع و مذهب در تهران، شرایط لازم و کافی را برای مهاجرت بدون کنترل و بالا رفتن آمار جمعیت در شهر تهران بهوجود آورده است. درحالحاضر کلانشهر تهران با دارا بودن میزان جمعیتی که توان ارائۀ خدمات از هر قبیل به ساکنان آن وجود ندارد، خواسته یاناخواسته بر بقای خود ادامه میدهد و جمعیت تشکیلدهندۀ این کلانشهر متشکل از قومیتهای مختلف است که در طول سدۀ اخیر به تهران کوچ کرده و در آن ساکن شدهاند.
در این بین، بسیاری از آدابورسومی که در میان شهروندان قدیم تهران مرسوم بود، یا بهطورکلی منسوخ شد یا تغییر بنیادین یافت و بسیاری از این رفتارها و نقشۀ آگوست کرشیش از تهران دوران ناصرالدینشاه قاجار،
1275 هجری قمری
منشهای اجتماعی اصلاح شد. باتوجهبه قرار گرفتن تهران در کانون توسعه، بسیاری از قومیتهای مهاجر که جهت اقامت دائم به تهران میکردند، دارای مدنیت اجتماعی غنی¬تری نسبت به شهروندان مقیم تهران بودند و ساکنان تهران با الگوبرداری از آنها رفتار و کنشهای اجتماعی خویش را بهبود بخشیدند.
از عوامل مهم تغییر در رفتارهای اجتماعی در شهر تهران، ورود مدرنیسم، سرریزشدن محصولات و ورود تولیدات نوین در میان مردم تهران بود که جدا از تغییرات کالبدی و زیربنایی که بهتدریج در شهر تهران انجام میشد، بر ساختار نحوۀ زندگی شهروندان تهران نیز تأثیر میگذاشت و این تغییر در روش زندگی، در مرحلۀ اول در میان خانوادههای متمول شهر و سپس با کپیبرداری میان ساکنان طبقۀ متوسط و حتی سطح پایین جامعه در شهر تهران رواج یافت.
مدرنیسم علاوهبر شکل شهرها، نحوۀ زندگی شهروندان را نیز تغییر داد. در بیان تأثیر مدرنیسم در معماری معاصر ایران و بناهای دورۀ قاجار تهران، می¬توان تأکید کرد که مدرنیسم و نفوذ آن بهعنوان یکی از جنبش¬های پیشرو در
هنر و معماری اروپا نقش قطعی بر شکلگیری معماری قرن بیستم و شهرهای معاصر ایران داشته است. با ورود مدرنیسم به ایران، تغییرات وسیعی در معماری دورۀ قاجاریه و بهخصوص پهلوی انجام میشود. مشاهدۀ آثار معماری معاصر در ایران؛ بهویژه تهران که آشکارا تحتتأثیر جریان مدرنیته در ایران قرار دارد، نشان از ورود گستردۀ این جنبش به فرهنگ معاصر ایران در این مقطع زمانی دارد. (قاعد رحمتی و ورمزیار، 1393) تهران مدرن که ریشۀ اصلی آن آغاز سلطنت پهلوی اول است، چشمانداز جدیدی برای مردم ایجاد کرد.
این تغییرات در شهر تهران از چگونگی شکل شهر و توسعۀ آن با وارد شدن عنصر جدیدی به نام «خیابان» که محل عبور خودروها بود، آغاز شد و با تغییر روش پهنهبندی قطعات شهر، 60 % میزان سطح اشتغال و توده¬گذاری در قسمت شمالی هر قطعه و تغییر در سبک معماری و طراحی پلانها، باتوجهبه ورود مصالح جدید؛ از قبیل بتن، موزائیک، تیرآهن تا تغییر در نوع لباس و پوشاک خانم¬ها و آقایان در شهر تهران ادامه یافت.
الگوبرداری از زندگی آلامدها، تجددگرایی و زندگی شبانه در تهران و رفتن به سینما، تئاتر و کافه که در قاموس اهالی ت هران وجود نداشت، بهیکباره تبدیل به آرزو و آرمان اهالی شهر شد و این تغییرات که از کوچکترین خیابان¬های جدید چهرۀ شهر را دگرگون کردند. ورود خیابان، نوعی تحول شکلی و محتوایی در شهرسازی دوران پهلوی بود.
اجزای خصوصی و فردی گرفته تا بهصورت کلان در شکل شهر و بطن جامعۀ شهری تهران تأثیر مشهود و غیرقابلچشمپوشی از خود نشان داده بود، بهتدریج بر نحوۀ زندگی یکایک مردم شهر تأثیر مستقیم گذاشت.
با شتاب گرفتن فرایند نوآوری، ورود فناوری، تحولات مدرنیسم و واردات محصولات جدید که از هر نوعی در اوایل دهه¬های قرن گذشته به کشور و بهخصوص به تهران وارد می¬شد، نسل جوان در تهران، بهیکباره خود را درمقابل دنیایی جدید دید که یکایک اجزای تشکیلدهنده از کوچکترین جزء گرفته تا بزرگترین آن که شهر تهران بود، با پوستاندازی ناگهانی در حال تغییر و تحول بود. این نوآوریهای جدید از لباس، آرایش مو و نوع تغذیه گرفته تا ماشینآلات و ادوات و شکل شهر ادامه یافته بود.
دورۀ زمامداری قاجار در ایران، مصادف با انقلاب صنعتی غرب در قرن نوزدهم است که عامل مهمی در تحولات معماری و شهرسازی مدرن و معاصر است. بدینمعنا که دورۀ قاجار، حلقۀ واسطۀ گذشتۀ سنتی ایران با آیندۀ مدرن آن است و زمینۀ پیدایش دگرگونیهای حکومت دو دهۀ پهلوی اول را فراهم میسازد. همچنین در این دوران، تحولات بسیاری تحت فرایند مدرنیزاسیون صورت میگیرد. برای شناخت دقیق این دوران، تبیین نقش جریانهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نوگرا و نحوۀ تأثیرگذاری آنها بر تحولات کالبدی در دورۀ قاجار و پهلوی اول اهمیت ویژهای دارد. تحولات شهرسازی ایران در دورۀ پهلوی اول ساختار ماهیتی و جنبه¬های متفاوت و مشابهی با دوران قاجار دارد که بهصورت تاریخی و تطبیقی قابلدرک است. نتایج حاصل از بررسی سیر تحولات کالبدی، عملکردی و عینی «خیابان» نشان میدهد که اندیشههای مدرنیسم در شهرهای کشور در ابعاد عینی، عملکردی و کالبدی تجلی یافتهاند و مؤلفه-های کالبدی تأثیرپذیر پررنگ¬تری نسبت به دیگر مؤلفهها داشتهاند. در شهرهای کشور طراحی خیابانها به شیوههای نوین با مؤلفههایی نظیر؛ همجواری کاربریهای گوناگون اطراف خیابان، افزایش نفوذپذیری و شفافیت بصری در جدارۀ خیابانها و شبکۀ منظم شطرنجی خیابانها بهطور مشابه تجلی پیدا کردهاند. (اسلامی و دیگران، 1399) سیر تحولات کالبدی، عملکردی و عینی «خیابان» در دوران مدرن، نمونهای از رابطۀ کالبد و محتواست.
دیگر لوکوموتیو، ماشینسواری، رفتن به کافه و سینما و استفاده از کتوشلوار و کراوات جذابیت غیرقابلوصفی برای اهالی تهران داشت که قابلمقایسه و ارزیابی با گذشته نبود. ازاینرو، هرآنچه که از گذشته باقی مانده بود، کهنه و بهاصطلاح «به دردنخور» بود و باید محصولات جدید و مدرن جایگزین آن میشد.جریانهای توسعهیافتگی و پیشرفت روزافزون و بهعبارتدیگر، مدرنیزاسیون و الگوبرداری از کشورهای غربی جزو آرمانها و اهداف اصلی سیاستگذاران قرار گرفت.
ایران با دارابودن تمدن چندهزار ساله و با فائق آمدن از بحران دو جنگ اول و دوم جهانی که تأثیر آن در سه دهۀ اولیۀ قرن گذشته بر ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مشهود بود، تمایل همهجانبۀ خود را برای وارد شدن به مرحلۀ توسعهیافتگی نمایش میداد. توسعۀ ایران، با توسعۀ دیوانسالاری در کشور همراه شد. رابطۀ نظم سیاسی و بوروکراسی با توسعۀ دورۀ پهلوی، نظم را به کشور بازگرداند. توسعۀ ایران در این دوره باتوجهبه افزایش ارتباطات بینالمللی و قراردادهای بزرگ دول غربی، در پرتو توجه نخبگان به دیوانسالاری شکل گرفت. در دوران قاجار بدون این سازوکارها، اقدامات خودسرانۀ شاهان، منجر به توسعۀ کشور نشد. هرچند در امر دولتسازی و انجام اقداماتی در حیطۀ عمرانی، موفقیتهایی کسب شد و تحولاتی صورت گرفت؛ ولی هیچکدام به توسعه منجر نشد. دولت پهلوی در زمان افزایش بینظمیهای سیاسی در سراسر کشور شکل گرفت. باتوجهبه بینظمیهای سیاسی در مناطق مختلف کشور نخبگان دیوانسالار پهلوی اول، دولتسازی را برای افزایش کنترل دولت در سراسر کشور در برنامههای خود قرار دادند. آنها در امر دولتسازی بهدنبال تأسیس دولت متمرکز با بروکراسی کارآمد، نظام آموزشی و نیروهای نظامی مدرن با کمک کشورهایی مانند آلمان، اتریش، ایتالیا و سوئیس برآمدند. نظریۀ نظم و زوال سیاسی فوکویاما نشان میدهد که اگر نخبگان دیوانسالار دولت پهلوی، علاوهبر سازوکارهای مدرن توسعه، مکالمه با جامعۀ نخبگان را حذف نمیکردند، شاید بهراحتی با پیروزی انقلاب اسلامی سقوط نمیکردند (متقی و جباری،1401). همانطورکه پهلوی اول نیز با شکست حامیان فکری و معنوی خود؛ یعنی «دُوَل محور»، بهراحتی با حملات متفقین سقوط کرد. جوامع توسعهیافته در جهان با طی کردن مراحل پیشرفت و ایجاد یک جامعۀ مدنی، تمام شرایط لازم و کافی را جهت یک اجتماع پیشرفته از دیدگاههای اجتماعی ایجاد نمودهاند. این قبیل مدنیتهای شهری در جامعۀ بشری
بهعنوان الگو و مدل مورد کپیبرداری جوامع درحال توسعه یا زیرخطتوسعه قرار میگیرند. نگاهی تحلیلی به عکس تاریخی از میدان توپخانۀ تهران یا میدان امام خمینی(ره) تهران در سال ۱۳۱۰ شمسی نشان از گامهای کوتاه و مهم توسعه در ایران دارد.
روند توسعهیافتگی در جوامع بشری نیازمند آمادهسازی و ایجاد زمینۀ رشد و پیشرفت است. ازاینرو پس از تحولات بنیادینی که در قرن بیستم در جهان بهوجود آمد، بسیاری از کشورهای دنیا بهدنبال ایجاد بستر مناسب جهت پیشرفت درجهت توسعهیافتگی بودند و در این بین تحولات صنعتی، اختراعات و اکتشافات جدید، تأثیر فراوانی در چگونگی بهکار بستن اجزای ماشینی و صنعتی در روند توسعهیافتگی داشت.
کشف نفت و سپس احداث پالایشگاه، دستگاه نمایش فیلم (آپارات) و موتور برق (ژنراتور)، اختراع هواپیما، ماشین و تولید ادوات برقی، دو تأثیر عمیق و شگرف بر جامعۀ بشری گذاشت. در درجۀ اول، تغییر سبک زندگی در شهر و سپس تغییر کالبدی شهرها و نحوۀ سکونت ساکنان در شهر.
در مسیر پیشرفت و توسعهیافتگی جوامع مترقی، روال سیاستگذارای در شهرها بهصورتی بود که سعی در ایجاد اهمیت بخشیدن به نقش انسان شهروند داشت و بهعبارتی ایجاد یک عدالت اجتماعی گسترده در شهر جهت اعتبار بخشیدن به هویت انسان و بهدنبال آن شهرها در دنیای مدرن و تجددگرا نیازمند فضایی بودند تا شهروند متجدد و عدالتخواه در آن بروز نماید و خودنمایی کند.
باتوجهبه تولیدات و محصولات جدید که فرایند مدرنیسم با خود به ارمغان آورده بود و پس از تغییر در سبک و شیوۀ زندگی انسانِ شهرنشین، تحولات بنیادین و تغییرات کالبدی در ساختار شهرها که راغب و مایل به قرار گرفتن در نظام توسعهیافتگی جهان بودند، شکل گرفت. ماهیت فعالیتهای شهروندان نیز تغییرات زیربنایی کرد و در بسیاری از موارد فعالیتها و مشاغلی میان شهروندان شهرهای درحالتوسعه شکل گرفت که در گذشته بهصورت مطلق وجود نداشت؛ بهطور مثال رانندگی، خلبانی و تاکسیرانی و بدینصورت مثلث زیر با رئوس انسان، فضا و فعالیت شکل گرفت.
در شهرهای بزرگ با ورود محصولات مدرن، تغییرات فراوانی انجام شد، بهصورتیکه این تغییر و تحول در ماهیت فردی شهروندان و کالبد شهرها کاملاً مشهود و قابلرؤیت بود. هر آنچه که امروز نو و جدید بهشمار میرفت، فردا کهنه و از مد افتاده بود. عواملی که شهرها را در مسیر تجددگرایی قرار داد را میتوان این گونه دستهبندی کرد:
شهرهای سنتی پس از ورود ماشین و صنعت بهیکباره متحول شدند و یک توسعۀ فیزیکی همه¬جانبه در آنها رخ داد، بهصورتیکه یا با رها کردن بافت¬ و پهنه¬های بههم¬تنیدۀ تاریخی، توسعۀ شهر بهسمت¬ دیگری حرکت کرد و توسعه یافت یا با مداخله در بافت و در¬هم¬شکستن سلسلهمراتب و نظام به¬هم¬پیوستگی آن ورود و حرکت ماشین در بافت تاریخی تسهیل شد.
تا پیش از ورود مدرنیسم، شتر برای حملونقل استفاده می¬شد.
با ورود ماشین و صنعت بهیکباره شکل شهر متحول شد و با توسعۀ شبکۀ خیابانکشی¬های جدید جهت تسهیل حرکت خودرو، بهطور¬کلی شکل سکونت و سکناگزیدن تغییر اساسی کرد. بدنه¬ها و جداره¬های خیابان اولویت¬های اصلی در شهرهایی بودند که جهت هرگونه فعالیت باتوجهبه دسترسی آسان بهصورت سواره و با در نظر گرفتن عرض معبر دارای ارزش خاص خود می¬شدند.
با تصویب قوانین ساختوساز در شهرها، معماران و طراحان باتوجهبه میزان سطح اشغال و تراکم و چگونگی قرار گرفتن محل تودۀ بنا در یک قطعه زمین، عملاً شکل سکونت شهروندان در شهرهای درحالتوسعه را بهطورکلی نسبت به گذشتۀ تاریخی خود تغییر بنیادین دادند؛ بهصورتیکه شرایط ایجادشده در شهر قابلقیاس با گذشتۀ تاریخی آن نبود و شهرهای درحالتوسعۀ جهان درجهت پیشرفت و نوآوری گوی سبقت را از یکدیگر می-ربودند.
باتوجهبه تولیدات مختلف صنعتی و روانه کردن آن¬ها به بازار مصرفی؛ ازجمله اتوی برقی، ماشین لباسشویی، بخاری، گاز و دیگر محصولات، شیوۀ زندگی، شکل و نوع سکونت تغییرات اساسی یافت؛ بهصورتیکه منکر شرایط پیش از مدرن بود و پس از آن در شهرهای روبهتوسعه نسبت به دیگر شهرهای زیرخطتوسعه، قابل¬مقایسه نبودند.
گاراژها عنصر جدیدی در شهرهای مدرن بودند که برای سفر از یک شهر به شهر دیگر اهمیت داشتند.
محور دوم قابلبررسی در شهرهایی که ورود محصولات مدرن را ممکن میساختند، نوع فعالیتهای اجتماعی و منابع کسب درآمد شهروندان بود. باتوجهبه تغییر در ساختار شکل شهر، نوع سکونت شهروندان و ایجاد مشاغل جدید، عملاً در نوع فعالیتهای شهروندان در شهرهای روبهتوسعه و تجددگرا دگرگونیهای غیرقابلتصوری از اشتغال و فعالیت انسان در اذهان عمومی به¬وجود آمد که در گذشته به¬هیچوجه وجود نداشت. علاوهبر اتومبیل، گاراژها عنصری جدیدی در شهرهای مدرن بودند که برای سفر از یک شهر به شهر دیگر اهمیت داشتند.
روند روبه¬رشد شهرهای درحالتوسعه که شهروندان متجدد آن در خانه¬هایی سکونت می¬کردند که بههیچ¬وجه شباهتی به خانه¬های سنتی قبل نداشت و دارای فعالیت و اشتغال روزمره¬ای مانند کارمندی، وکالت، رانندگی و دیگر مشاغل وابسته به صنعت شده بودند که بههیچعنوان در گذشته وجود نداشته است و بیشک دارای سبک زندگی شده بود که با گذشتۀ خود فاصله و تفاوت بسیاری داشت. ازاینرو حلقۀ سوم این اتصال پس از سکونت و فعالیت، فراغت است که هویت زندگی یک شهروند در شهرهای روبهتوسعه را می¬سازد و به آن انسجام می¬بخشد.
اوقاتفراغت شهروند در شهرهای روبهتوسعه، باتوجهبه نوع سکونت او در شهرهای مدرن و سبک زندگی و نوع فعالیتش که با گذشتۀ سنتی او کاملاً متفاوت است. ازاینرو اوقاتفراغت شهروند مدرن با رفتن به سینما، و تئاتر، غذا خوردن در رستوران و به کافه رفتن میگذرد و بههیچ¬وجه شباهتی با اوقاتفراغت وی در دوران گذشتۀ سنتیاش ندارد. بنابرین مثلث با رئوس سکونت، فعالیت و فراغت جهت استقرار انسان در شهر درحالتوسعه شکل میگیرد.
با یکجانشینی انسان، ساخت محل سکونت خود، ایجاد کانونهای فعالیت و بهوجود آوردن محور محل فراغت در شهر، توسعۀ شهرها و بهدنبال آن تغییر در شکل شهر که با ورود صنعت در قرن بیستم بهوقوع پیوست، بهصورت غیرقابلتصوری در نوع تصمیمسازی انسان شهرنشین و نحوۀ زندگی و فعالیت وی تغییر ایجاد کرد و ابزار اندازهگیری نوع زندگی در شهرها و عامل شکلدهنده به آن؛ یعنی انسان بهطورکلی تغییر یافت. تغییرات زیربنایی ایجادشده در بینش انسان و محیط زندگی او در قرن بیستم، نوع نگاه او به زندگی را نیز تغییر داد.
در قرن بیستم با اختراع و کسب تجهیزات و امکانات مدرن که انسان در طول تاریخ زندگی خود هرگز تصوری از آن نداشت، نهتنها با تغییرات ایدئولوژیک از خود، انسان جدیدی ساخت، بلکه با تغییر در زیستگاههایش، مکانهای جدیدی را برای زیست و نوع فعالیت و زمان فراغت خویش خلق کرد که ذاتاً با اصالت و هویت تاریخی او تفاوت بسیاری داشت. قرار گرفتن در مسیر توسعهیافتگی و پیشرفت، از آرمانهای اصلی شهروندان تجددگرا در شهرهای بزرگ بود و دراینمیان بهوقوع پیوستن دو جنگجهانیاول و دوم و نیاز مبرم بشر به صنعت و بهکارگیری تولیدات صنعتی از هر نوع را کاملاً الزامی قلمداد کرد. صنعتی شدن و قرار گرفتن در زمرۀ کشورهای صنعتی و توسعهیافته تا به آنجا جزء اولویتهای اولیۀ بشر در جهان قرار گرفت که فرایند پساصنعتی و داشتن برنامهریزی صنعتی در خط تولید کشورهای توسعهیافته، حتی در زمینۀ هنر، بهصورت نهادینه در ذهنیت دولتمردان و هنرمندان قرار گرفت.
انسان در قرن بیستم و در شهرهای توسعهیافته و مدرنیزه آنچنان مدهوش پیشرفت و توسعهیافتگی صنعتی خود شد که بهطورکلی هویت و اصالت تاریخی خویش را بهدست فراموشی سپرد. دراینمیان بسیاری از اندیشمندان و متفکران معمار و شهرساز در دهۀ 70 میلادی، زنگ خطر از
دست رفتن هویت و اصالت پهنههای تاریخی را برای بشری که با دلباختگی به پیشرفت و صنعت، ساکن شهرهای توسعهیافته شده بود، به صدا درآوردند.
بسیاری از منتقدان معمار و شهرساز نسبت به توسعۀ شهرها و تأثیر آن بر پهنههای تاریخی شهر، با انتشار نظریۀ علمی درخصوص بحرانی شدن وضعیت هویت و اصالت تاریخی شهرها، اعتراض خود را اعلام کردند. خودشیفتگی اقشار جامعه درمقابل پیشرفت در کشورهای درحالتوسعه یازیرخطتوسعه، آنقدر دامنه و وسعت داشت که بیچونوچرا هویت و اصالت تاریخی خویش را درمقابل پیشرفت صنعتی، شکستخورده قلمداد کردند و دراینمیان آخرین مثلث ارتباطی انسان، مکان و هویت، در بازۀ تاریخی اواخر قرن گذشته بهوقوع پیوست.
رابطۀ مفهومی میان انسان، مکان و هویت : در قرن گذشته، شهر و شهروند در مسیر پیشرفت و رسیدن به دروازههای توسعهیافتگی و با استفاده از زیربناهای روزآمد، سعی کرد خود را بهعنوان انسان پسامدرن معرفی کند و دراینمیان از هیچ کوششی دریغ نکرد در طول سالهای پس از جنگدومجهانی، بسیاری از کشورها برای رسیدن به درجۀ توسعهیافتگی تمام تلاش خود را بهکار بستند تا با ارائۀ عوامل پیشرفت در زمینههای صنعتی، فناوری و علوم بهعنوان قطب الگوپذیری ازطرف جوامع دیگر شناخته شوند. در یک شرایط نابرابر از دیدگاههای مختلف اقلیمی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی، کشورهای زیرخطتوسعه و درحالتوسعه با الگوبرداری از کشورهای توسعهیافته سعی در پیشبرد اهداف ملی خود داشتند و کشور ایران نیز از قاعده فوق مستثنا نبود.
تغییرات معماری و شهرسازی تهران با ورود مدرنیسم، نمونهای برای سایر شهرهای کشور بود. تهران در اوایل قرن بیستم و با تأثیرپذیری از تحولات مدرنیسم جهانی، تغییرات بنیادینی در نظام معماری، شهرسازی و روابط اجتماعی شهروندان ایجاد کرد و با شروع جنگدومجهانی بهیکباره با رکود غیرقابلتصوری درزمینه¬های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، روبهرو شد. پس از یک دهه از پایان جنگدومجهانی و بعد از کودتای سال 1332 شمسی، شهر تهران و ساکنان آن دیگر نه تمایلی به بازگشت به گذشتۀ پرافتخار خود داشتند و نه از زیرساختهای لازم و کافی جهت برابری و تقابل با پیشرفت روزافزونی که در کشورهای توسعهیافته بهوقوع پیوسته بود، برخوردار بودند.
کشورهای پیشرفته و دنیای غرب پس از گذشت دو دهه از پایان جنگدومجهانی، به یک تعادل اقتصادی و اجتماعی دست یافته و بهدنبال ارتباط و صدور دستاوردهای خویش جهت بالا بردن تراز درآمدی کشورشان بودند؛ درصورتیکه در کشورهای درحالتوسعه، گذار از سنت و باورهای گذشته که با ساختار و تحولات مدرن بههیچوجه مطابقت نداشت، بهسختی قابلهضم و جذب جامعه بود و کشورهای زیرخطتوسعه، توان مقابله با مسائل و مشکلات داخلی خود را نداشتند. کمبود شدید و فقدان آگاهی، تاب و توان دولتمردان و ملت را درجهت پاسخگویی به این نیازها، گرفته بود. دراینمیان کشورهای درحالتوسعه که دارای منابع و معادنی بودند که نیاز به آن ازطرف کشورهای توسعهیافته قابلدرک بود، موردتوجه قرار گرفتند و ازاینرو روابط سیاسی و بینالمللی بیشتری نسبت به دیگر کشورها با کشورهای توسعهیافته برقرار کردند.
ایران باتوجهبه دارا بودن منابع غنی نفت و گاز و قرار گرفتن در یک منطقۀ استراتژیک جغرافیایی بسیار مورد توجه کشورهای توسعهیافته جهت ارتباط و مبادلات سیاسی و اقتصادی قرار گرفت. ازاینرو بسیاری از ولات زیربنایی در شهرها؛ ازجمله تهیۀ طرح جامع و طرح توسعۀ شهرهای بزرگ؛ بهویژه تهران توسط مهندسان و متخصصان کشورهای توسعهیافته طراحی و اجرا شد. در مسیر توسعه، شهر تهران کانون تحولات کالبدی گوناگونی شد،جدا از اینکه رفتار و منش¬ اجتماعی شهروندان در قیاس با گذشتۀ تاریخیشان بهطورکلی دچار تغییر و تحول شده بود. تغییرات کالبدی در شهر تهران، بسیاری از ارزشهایی را که دارای هویت و اصالت تاریخی بودند، در شهر نشانه گرفت و درراستای قرار گرفتن در مسیر توسعهیافتگی که هدف اصلی آن نمایش پیشرفت در شهرها بود، پذیرش مدنیت مدرن، سرلوحۀ همۀ امور قرار گرفت و در ادامۀ آن بیشتر مسائل وابسته به شهر و شهرنشینی در اولویتهای بعدی قرار میگرفتند. ازاینرو بسیاری از ارزشهای تاریخی در شهر نادیده گرفته شد و شهر تهران که کانون همۀ تحولات و تغییرات وارداتی به کشور بود، در درجۀ اول متحمل این دست تغییرات بنیادین شد. توسعۀ شهر، مهاجرت و ازدیاد جمعیت، شبکۀ خیابانکشی، مداخله در پهنههای تاریخی و ایجاد جذابیتهای جدید در شهر همه و همه دست بهدست یکدیگر دادند تا شهر تهران در مسیر توسعهیافتگی به امروز خود دست یابد. از مهمترین عوامل توسعۀ زیربنایی در شهر تهران، احداث راههای
سمبل و نماد این عنصر جدید در شهر که مولود مدرنیسم بود، «خیابان» نام داشت. در درجۀ اول، خیابان مکانی بود که ماشین و انسان بهصورت مسالمتآمیز در کنار یکدیگر تردد میکردند و بسیاری از نوآوریهای مدرن که در پهنههای تاریخی امکان بروز و اشاعۀ آن میسر نبود، در خیابان تجلی نمود. در تهران سمبل نوآوری و تجددگرایی، خیابان لالهزار است که سرآمد نمایش تحولات مدرن در شهر تهران بهشمار میرود. با جان گرفتن نقش خیابان لالهزار در مراودات اجتماعی- سیاسی و نمایش نوآوریهای مدرن در دوران خود، هیچ نقطهای از تهران به میزان خیابان لالهزار جذاب و فریبنده نبود.
هر آنچه که تصور انجام یا مشاهده و رؤیت آن در پهنههای تاریخی شهر تهران ممکن نبود، در خیابان لالهزار امکانپذیر بود. از سینما، تئاتر، نمایشخانه، رستوران، صرف قهوه و نوشیدنی در کافه و ویترینهای مغازهها و پاساژهای جدید گرفته تا شهروندانی که با لباس، رفتار و منش اجتماعی آلامد خود که هیچگونه شباهتی با گذشتۀ تاریخی شهر تهران نداشت، قابلمشاهده و انجام بود.
عکس تهران در دوران حکومت ناصرالدينشاه قاجار، سال1250شمسی یا 1290 قمري، قديميترين تصوير موجود از تهران در مؤسسۀ مطالعات تاريخ معاصر ايران است. این عکس بهخوبی شرایط حضور سوارهنظام در شهر و حالوهوای پایتخت ایران را نشان میدهد.
دراینمیان، خیابان لالهزار که خارج از پهنههای بههمتنیدۀ تاریخی شهر تهران قرار گرفته بود، با اتومبیل نیز قابلدسترسی بود که این تسهیل حرکت سواره در نوع خود جذابیت بسیاری برای بازدیدکنندگان از این خیابان داشت. خیابانی که در شبها با چراغهای رنگین و روشن مزین شده بود و با پهنۀ تاریخی شهر تهران که با تاریکی هوا و فرارسیدن شب، امکان تردد برای شهروندان بهخصوص زنان بهدلیل نبود امنیت به غیر ممکن میشد، قابلمقایسه نبود.
در دورۀ سلطنت احمدشاه قاجار و اوایل پهلوی، پیش از رواج سینما که آغاز رونق و شکوفایی فعالیت تئاتر در تهران است، بهترین تماشاخانههای تهران مانند تئاتر ملی (۱۳۰۳شمسی/ ۱۹۲۴ میلادی)، تئاتر دهقان (۱۳۱۸ شمسی/ ۱۹۳۹ میلادی)، تئاتر نصر - تماشاخانۀ تهران (۱۳۱۸ شمسی/ ۱9۳۹ میلادی)، تئاتر پارس (۱۳۱۹شمسی / ۱۹۴۰میلادی) و بعداً تئاتر حافظ نو (۱۳۴۰ شمسی/ ۱۹۶۱ میلادی) و تئاتر یاس (۱۳۴۰ شمسی/ ۱۹۶۱ میلادی) در خیابان لالهزار گشایش یافتند. بدینترتیب لالهزار کانون تئاتر، سینما و هنرهای نمایشی تهران شد. بررسي شاخصهاي تداوميافته در تبيين هويت فضاهاي خيابان لالهزار تهران (توكلي، عليرضا، 1388) نشان از نقش تحولات این خیابان در جریان مدرنیسم در تهران دارد.
در تعريف هويت شهر و رابطۀ آن با عناصرش، توجه به دگرگونيها و تحولات اجتنابناپذير تاريخي و اجتماعي ضرورت دارد. دليل ظهور و شکلگيري مداوم مکانها را بايد در دگرگونيها و تحولات فرهنگي و تاريخ جستجو کرد. اين تحولات سبب ميشود که عناصر جديدي به يک مجموعه اضافه شده و عناصري از آن حذف شوند و بهاینترتیب مؤلفۀ تاريخي مکانها که خود ناشي از تحولات فرهنگي هستند، به ارکان هويتي آنها تبديل میشوند. در مطالعات شهري، هويت بهواسطۀ رابطۀ متقابلي که با مفهوم فضا دارد و نيز بهواسطۀ نقشي که در ايجاد تصوير ذهني از مکان و در نتيجه کيفيت زندگي شهري ايفا ميکند، موردتوجه است. ازاینرو نقش شهرها بهعنوان مراکزي براي اشاعۀ شاخصهاي فرهنگي جوامع، پذيرفته شده است؛ چراکه در فضاهاي عمومي است که روابط متقابل اجتماعي رخ میدهد و به بلوغ ميرسد و درحقيقت يک رابطۀ دروني نزديک ميان فضاي شهري و هويت فرهنگي بهوجود ميآيد. (توكلي، 1388) خیابان لالهزار پهنۀ جدیدی برای ایجاد تعاملات اجتماعی در شهر تهران بهوجود آورده بود که با امکانات و متعلقات وابسته به خود که دستاوردهای مدرنیسم نیز بهشمار میرفت، در تاریخ شهر تهران بههیچوجه سابقه و وجود خارجی نداشت. بیشک این قبیل جذابیتهای شهری که دامنه و وسعت آن نیز بیشمار و از همه دست بود، هم قابلیت جذب شهروندان تهران را داشت، هم بسیاری از مردم از نقاط دیگر ایران برای دیدن این نوآوریها رهسپار تهران میشدند تا از ویترین محصولات متنوع مدرن بازدید کنند.
شکلگیری معماری و شهرسازی مدرن تهران، موضوعی بسیار مهم و سرنوشتساز برای درک تحولاتی است که امروز شاهد آنیم و در آینده نیز شاهد آن خواهیم بود. عنوان «در نقدِ شکلگیری معماری و شهرسازی مدرن تهران» نشان میدهد که امروزه ضروری است، بعد از حدود صدسال از آغاز دوران پهلوی و موج وسیع مدرنیزاسیون، بار دیگر این مفهوم نیاز به نقد و بررسی موشکافانه داشته باشد.
اهمیت نگاه این کتاب، بازگشت به حکمت و فلسفۀ معماری اصیل ایرانی، بهعنوان سرچشمۀ مهمی برای نسل¬های آینده است. در پایان از زحمات همکاران ارجمندم در دانشگاه که با مطالعۀ مداوم یادداشت¬های اینجانب و انجام راهنماییهای لازم بر غنای این کار افزودند، تشکر و قدردانی نمایم.
محمدرضا پورزرگر
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران مرکزی
دیباچه
یک قرن گذشته سرگذشت پرفرازونشیبی برای ایران و ملتش رقم زد که در زمینههای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی مشابه آن را هرگز در تاریخ ایران به یاد ندارد. در میان تمامی تحولات و رخدادهای گوناگون قرن گذشته بدون شک و با اختلاف بسیار زیاد، ورود مدرن به ایران مهمترین و تاثیرگذارترین رخداد در تمامی زمینههای مختلف به شمار میرود به صورتی که از پایینترین لایههای اجتماعی جامعه تا بالاترین آن تحت تأثیر تحولات مدرنیسم قرار گرفتند. تغییرات زیربنایی با شتاب و بدون هیچگونه مانعی به خصوصیترین زوایای زندگی سنتی مردم ایران وارد شد و با تمامی مخالفتها و نارضایتیها که وجود داشت موجودیت خود را به اثبات رساند. نحوة پوشش زنان و مردان، گفتمان روزمره، روابط اجتماعی شهروندان، سبک زندگی خانوار، روابط سیاسی و اقتصادی از پایینترین سطوح تا بالاترین آن در اجتماع شهرنشین تهران دستخوش تغییرات غیرقابل انکار با گذشتة سنتی خود گردید. با توجه به مخالفتهای گوناگون خانوادههای سنتی از برخورداری یک دستگاه تلویزیون و دیدن برنامههای مختلف آن، داشتن تلویزیون از آرزوهای افراد یک خانواده شهرنیشین بود. شهر تهران بهعنوان پایتخت ایران کانون اولیة تمامی تحولات مدرن از آغاز تاکنون قرار گرفته است. تغییرات زیربنایی در نظام پهنهبندی و خیابانکشی شطرنجی شهر تهران و خلق پهنههای مدرن شهری درکنار بافت تاریخی شهر از یک طرف و پوستاندازی خانههای سنتی محلهها، از سوی دیگر سیمای شهر تهران را کاملاً دگرگون نمود.
به سینما رفتن، به صورت خانوادگی، به جای تماشای نمایش معرکهگیران دورهگرد و در ادامه آن صرف غذا به صورت خانوادگی در رستوران به جای خرید غذا از چلوئیها و فرستادن کودکان (دختر و پسر) به مدارس ملی و دولتی جهت آموزش نوین، جایگزین مکتخانهها و ملاباجی و خانباجیها گردید.
تفرج در خیابان لالهزار و رفتن به کافهها به جای قهوهخانهها و خرید قسطی کت و شلوار و کراوات و استفاده از کلاه شاپو و کفش چرمی سیمای ظاهری شهروندان تهرانی را که قبا و تنبان متقال و شال ابریشمی به تن میکردند و پاپوش آنها گالش و گیوة ملکی بود به یکباره تغییر اساسی داد که با گذشتة سنتی خود غیرقابل مقایسه بود.
غرولند مادر پیرم که نظافت روزانة حیاط خانه سنتیمان در محله قدیمی شهر تهران، که با ختائی پوشش داده بودند، برای آن طاقتفرسا شده بود و سپس شادی او پس از فرش کردن حیاط خانه قدیمی با موزاییک که قابل شستوشو باشد هرگز فراموشم نخواهد شد.
- با عبور از تمامی ناملایماتهایی که ساختار زندگی سنتی در مقابل فرایند مدرن بهوجود اورده بود دیگر شبها عربده مستان و اوباشان محله که نوید امنیت میدادند با شروع به کار کلانتریها به گوش نمیرسید.
- با ایجاد پهنههای مختف مسکونی که قابلیت دسترسی با خودرو برای آن میسر بود ساختار یکجانشینی بهصورت کلی در شهر تهران تغییر کرد.
با توجه به افزایش روزافزون جمعیت تهران مهاجرت به این شهر از تمامی استانهای ایران سکنیگزیدن، یکجانشینی غیر قابل کنترل بود و به تعبیر بسیاری از مهاجران در خیابانهای شهر تهران پول ریخته است.
- استخدام در مراکز اداری دولتی و پرداختن به کارهای مختلف از جمله دستفروشی انگیزه اصلی مهاجرین به شهر تهران برای زندگی بهتر بود و این مسئله سرآغاز حاشیهنشینی در این شهر شد.
با گسترش آموزش نوین، رفتن به مدرسه و سواداموزی، دیگر آرزوی دستنیافتنین کودکان نبود و اکثریت کودکان اعم از دختر و پسر برای آموزش به مدارس دولتی و یا ملی میرفتند، پس از دانشگاه تهران دانشگاه ملی (شهید بهشتی) و سپس علموصنعت زمینه را برای آموزش عالی تسهیل نمودند و تحصیلکردهها و افراد متخصص آموزشدیده در نظام دولتی و شرکتهای خصوصی مشغول به کار شدند.
با توجه به ورود صنعت مدرن به چرخة زندگی و روزمرگی، آرزوی داشتن اتومبیل شخصی برای جوانان محقق گردید. مسافرت با هواپیما و به کارگیری محصولات صنعتی از جمله یخچال، ماشینلباسشویی و اجاق گاز و مهمترین آنها احداث حمام خصوصی در منازل به کلی ساختار مسکن سنتی را متلاشی کرد و تمامقد نظام توسعهیافتگی و پیشرفته که بازتاب مدرنیسم بود قدرت و توان خود را به نمایش گذاشت که در طول نوشتار کتاب حاضر سعی نمودم در 14 فصل و نتیجهگیری آن به جزییات یکایک آن بپردازم.
معماری را در مدرسه معماری ونیز و سپس پلیتکنیک میلان و آموختن از از افرادی چون منفرد تفوری، کریستین شولتز، پائولو پورتوگزی، ویتوریو اسپیکای، لئوناردو پنهولوو و نه کمترین آنها آلدوروسی و دیگر افراد صاحب نام معماری جهان که در این چند سطر مجار بازگو کردن آن نیست آموختن و مرا بر آن داشت تا مانند این افراد صاحبنام به وطنم باز گردم و چگونگی تحولات مدرن را در دانشگاه به جوانان وطنم آموزش دهم و این تصمیم در حال حاضر سی سال متمادی به طول انجامیده است.
در فراز و نشیب سی سال تدریس معماری و کار حرفهای فارغ التحصیلان بسیاری را به بازار کار معرفی نمودم که متأسفانه بسیاری از آنها مهاجرت کردهاند و برخی از آنها در حال حاضر در دانشگاه همکارم میباشند.
همواره روند مدرن و چگونگی تأثیرگذاری آن بر معماری و شهرسازی دغدغه اصلی ذهنیام بود و همکاران و دوستان زیادی به نوشتن و ثبت تحولات مدرن در ایران ترغیبم نمودند که با تلاش فراوان و با تمام وجودم به جمعآوری و نگارش مطالب کتاب حاضر کوشیدم و در این میان نقش دوستان و معماران و طراحان در این زمینه ستودنی است.
تهران اردیبهشت 1404 شمسی
محمدرضا پورزرگر
فهرست مطالب
مقدمه 1
پیشگفتار مؤلف 5
فصل 1 : خیابان 19
فصل 2 : فضای باز شهری 39
فصل 3 : اماکن مذهبی 65
فصل 4 : هندسۀ شهر 85
فصل 5 : محله و فضای بیدفاع شهری 117
فصل 6 : فضای بینابینی 139
سکونت
فعالیت
فراغت
فصل 7 : فضای فرهنگی در شهر 179
فصل 8 : سکونت 221
فصل 9 : میدانهای شهری 261
فصل 10 : باغها و پارکهای شهر تهران 287
فصل 11 : فضاهای تجاری 303
فصل 12 : آموزش 329
فصل 13 : ساختمانهای بلندمرتبه 363
فصل 14 : کنجها و زوایای شهری 397
فصل 15 : نتیجهگیری 429
فهرست منابع 461