مقدمه
سرطان روح چیست؟
همان (کمکرسانی فرد به غریبه است الرحیم (مهربانی شما به تک تک آحّاد مردم جامعه به جامعۀ خود) که خداوند در ازل در گِل آدمی در بدوخلقت، استادانه دمیده است بهمین دلیل است که میفرماید، «حّی علی خیرالعمل» یا فستبقوا الخیرات فیسبیل الله» در واقع نتیجۀ ریاضی منافع غیرشخصی بشر است و انقلاب انسانی عملاً جز منافع غیرشخصی چیز دیگری نیست، الرحمن الرحیم مثل تکثیر ممّد حیّات است برای دیگری نقطۀ منقلب قلبهاست عملاً منافع غیرشخصی، به معنای واقعی کلمه در قلبها. میتواند حیات را در سرتاسر کائنات و کهکشانها منتقل کند. انسانها بارور کنندۀ حیاتاند و برای رسیدن به آن هدف، چیزی بهجز دسترسی به منافع غیرشخصی خود ندارند. ای آدم، تو، توسط منافع غیرشخصی خود میتوانی، جهانی شوی، در واقع: منافع غیرشخصی تو، «زینت دنیای توست» دنیا با آن زینت، آذین میگردد، نه با آن تفکرات کوچک اندیش غریزۀ حیوانی تو براساس مادیات (اموال و فرزندانم، زیب و زینت دنیاست). نه توسط آدم نماها، آقازادههایی هستند در جهانِ ثروتمندانی که تو را سرانجام سالمندان میسپارند.
الرحیم (پس از بخشندهگی الرحمن)، گویی اقیانوسی است (یا اقیانوسی میشود) بیکران از الرحمن (منافع شخصی، تک تک آحاد جامعه). الرحیم مثل (رحم)، مادریست که قدرت باروری و تکثیر پیدا میکند، حکم آن را دارد.الرحیم بارور کنندۀ الرحمن است. مثل آنچه که خداوند میفرماید ما بشر را از یک تن (آدم) آفریدیم و انسان بجز راه و روش و رسم آدمیّت نمیتواند راه دیگری را انتخاب کند و یا بتواند از راه و روش حیوانات بر مبنای (تنازع بقاء) ادامه راه پیدا کند، در جنگی (مثل جنگ جهانی اتمی) بشریت متوقف و نیست و نابود میگردد. آن منافع غیرشخصی است که تاکنون بشر را از وقوع یک جنگ هستۀ بازنگه داشته است و باز دارنده آن شده است یا بوده است. منافع غیرشخصی مثل ابرهای بارور است. آن چیزی جز انسانیت اوست که ندارند.
بقاء ماده را معنا، معنا میبخشد. (نه کش تا کشته نشوی زار)، رمز بقاء انسان، رمز بقاء همه چیست، هر آنچه خداوند برای تو خلق نموده. و آن جز منافع غیرشخص تو نیست. (همان منافع غیرمادی براساس غریزۀ انسانی، انسانهاست).انسان در صورتی آدم است که به منافع غیرشخصی خود خو ببرد، همزیستی داشته باشد. ولی حیوانات برعکس آنست، فقط بقاءاش با منافع خود و غریزۀ حیوانیاش همزیستی و خو پیدا کرده است (براساس تنازع بقاء).
«بکش تا زنده بمانی».
بشر اگر بخواهد بقاء و زندگی مسالمتآمیز داشته باشد باید بپذیرد منافع غیرشخصی خود را (قانون عرضه و تقاضای انسانیت خود و رونق آن را). که جز (الرحمن الرحیم او) چیز دیگری نیست. در واقع همه (مسائل) با آن حل میشود!
بشر با آن مطیع او امرالهی (طبیعت خویش) میگردد، که خود باید اختیار (اراده) کند آن را. باین دلیل است که گفته میشود انتقام خدا حتمی است. بدون منافع غیرشخصی، بشر برخوردار از یک جامعۀ امن نخواهد بود نتیجهگیری خود انسان است. طبیعتی است بدون وجود منافع غیرشخصی، هرگونۀ هزینۀ در جهان سرسامآور خواهد شد و بهطور کلی غیرقابل پیشبینیاند، نظیر هزینههای نظامی سرسامآور، برای حفظ (بخصوص) منافع ملی. با منافع غیرشخصی است که میتوانیم بنیان و بنیاد همهگونه جنگها را براندازیم ولاغیر.
سرطان روح از آنجا ناشی میشود که بشر نمیداند دارای منافع غیرشخصی است. نمیداند اقیانوس نباشد شبنمی در کار نیست منافع غیرشخصی نباشد، منافع شخصی در کار نیست، مثل عصریکه نمیدانست زمین ثابت نیست او که به دور خویش و خورشید خویش گردش میکند. نمیدانست فرعون خدا نیست به غلط او میدانست فرعون خداست او بردة اوست، بتهای دست ساخته خویش خدای اوست. نمیداند که آنچه که برای او خلق شده خدای او نیست منافع غیرشخصی اوست. نمیداند آنچه که کهکشانها را هدایت میکند و ستونی که آنها روی اوست، چیزی به جز تکاپوهایی نیست که به نفع یکدیگر است. او نمیداند، تمامی ادیان مقدس الهی بهجز پند و اندرز (گفتار درمانی الهی) چیز دیگری نیست. نمیداند علت درگیریهای بشر تکاپوی بشر بر علیه یکدیگر است و اساس آن را الگوی (تنازع برای بقاء حیوانات) درس گرفته از اوست. او نمیداند باید تکاپوهای بشر در راستای ارادة پروردگارش باشد چیزی به جز (الرحمن الرحیم نیست). ندانسته است الرحمن بخشنده، بهمحض بخشندهگیاش بخشندهگر است و آن چیزی بهجز الرحیم الهی نیست. انسان نمیداند چرا (99 نفر) باید در خدمت (یکنفر باشد) و هم نمیداند وقتی خدا میفرماید (ما آدم را از یک تن آفریدیم) معنایش چیست؟ آیا جز این است که غریبهای در کار نیست. الرحیم نیز همین معنا را دارد و آن مهربانی، چیزی بهجز کمک رسانی فرد به غریبه چیز دیگری نیست و این هم خوانی ندارد با تنازع برای بقاء. خدا میفرماید آنچه که ما خلق کردهایم مطیع اوامر ماست الا انسان او خود باید انتخاب یا اختیار کند. در واقع بقاء را براساس بقاء همگی و همهچیز (نکش تا زنده بمانی) یعنی (با الرحیم بشر آدم میشود، اشرف مخلوقات میشود، ممّد حیات میشود نه مخّل حیاتش. بشر برای پروازش لازم است چیزی (یا فهمی) داشته باشد که بتواند منافع مادی او را به منافع غیرمادی و غریزة حیوانی او را به غریزة انسانی تبدیل کند و آن چیزی بهجز (الرحمن الرحیم) پروردگارش نیست. باید در راستای این اراده قرار گیرد. آن انسانیت است، منافع بینالمللی و چیزی به جز نفع غیرشخصی وی نیست. بشر بهجز انتخاب و اختیار کردن الرحمن الرحیم، (در عصر نادانی تا به امروز طی طریق میکند). و بدون آن نمیتواند، از عصر نادانی عبور کند و وارد مدار عصر دانایی برای پرواز، حق مسلم خویش بدر آید. بشر اگر نتواند مثل هواپیمایی به پرواز در آید چیزی بهجز شبیه ماکت هواپیما نیست. در واقع چیزی بهجز شبیه انسان (در جرگة حیوانات) نیست. بشر بدون الرحیم (منافع غیرشخصیاش) در تاریکی محض (در نادانی محض) قرار میگیرد و در آن هیچ چیزی برای او قابل تشخیص نیست از قبیل (یکی در جنگ جهانی معمول قرار گرفته- تکاپوهای بشر علیه یکدیگر تلقی شده- دیگری منافع ملی (منافع دست جمعی) گروه (1% ایها)، مرزها، سلاحهای نظامی و درگیریهای جنگی، از منطقة تا داخلی گرفته تا بینالمللی آن)، بشر قربانی ایندو (نفع شخصی تحذیرشدة مطلق اوست، در واقع مستقل از منافع مردم و جامعه- دیگر منافع به اصطلاح ملی کشورها، صاحبان امپراتوریهای مافیایی زروزور- و خدا میداند 1% ایها باشند، خلاق (انسان ضد انسان) و گروه (99% جامعه)خلاق آتش به اختیاران گمنام و به تنهایی را در آینده در دنیا باشند، هیچ نقطة امنی (چه جانی چه مالی) را به ارمغان خواهند آورد. اولی با سلاح نظامی، دومی با ذوالفقار انسانیتاش، دو طرفه کردن انسانیت را در جامعة کنونیاش (که منافع شخصی هیچ کس مستقل از منافع مردم نیست) و به اثبات رساندنش را !
در کتاب «سپیده انسانیت» نیز این موضوع به اثبات رسیده است که اگر انسان بخواهد تصویر خویش را در آینه (آینه جامعه) دریافت کند. اول باید تصویر اولیه او در آینه باشد، سپس در عدسی چشمی خودش آن را بتابد- به همین دلیل است که خداوند فرماید (جهنم جایی است که هیزمش اعمال بد مردم بدکردار است). حّی علی خیرالعمل و بهدلیل منافع غیر شخصی بشر است که میفرماید فستبقوالخیرات فی سبیلالله. یا میفرماید: ای محمد از تو سؤال میشود ما چه چیزمان را در راه خدا بدهیم دو بار این آیه تکرار میشود در قرآن (بار اول میفرماید: مازاد هر آنچه که مورد نیاز زندگیتان نیست، بار دوم میگوید (بهترینش را بگو).
پیشگفتار
ما آدم را از یک تن آفریدیم
تا زمانی که انسانها براساس ویروس سرطان روح «تنازع برای بقاء» کوشش میکنند حیوانی (آدم نمایی) بیش نیستند، نه تنها کوششهایشان برعلیه یکدیگر است، بلکه خود به نوعی جنگی است جهانی بر علیه بشریت. باید بقاء براساس بقاء همه و همهچی براساس (الرحمن الرحیم)، منافع غیرشخصی (با بیگانه و غریبهننگریها) باشد، فرمول حکومت جهانی یا اتحادیة انسانیت چیزی به جز آن نخواهد بود. باید بیگانه و غریبهنگری از سیمای بشریت حذف شود. به عنوان حقوق بشر، خود نوعی به مثابه (زنده، زندهبهگور کردن انسانها بیش نیست). دیگر انقلابات خونین بینتیجه، گفتار درمانیها، (پند و اندرزهای چه الهی و چه در سایر ایدئولوژیها دیگر اثر ندارد). تنها پناه بردن به ریسمان الهی (الرحمن الرحیم) است، تنها (عصر دانایی الهی، میتواند حلال مشکلات جهان (یکشبه)، خواهد شد. بر انسانی بهمحض (بخشندهگی)، نه تنها یک سرمایهگذار واقعی است بلکه در جامعه (یک سرمایهدار میشود) میتوان روح را متوسط منافع شخصی به تصویر کشید. تقدیم به همسرم که به هنگام پایان این کتاب به مرض سرطان و دخترم که به هنگام پایان کتاب سپیدة انسانیت بدرود حیات نمودند. مینماید، فاطمه علیزاده عربی و سپیده هوبهافزا (روحشان شاد)
فهرست مطالب
سرطان روح کف سرطانهاست
بنام الرحمن الرحیم «داروی سرطان جسم و روح»
صحبت پرودگار است
هشدار بزرگ
عصر دانایی چیست؟
ریسمان الهی چیست؟
رونق انسانیّت چیست؟
نیروی معنویت بشر مساویست با
عصر انسان سالاری چیست؟
عصر دانایی چیست؟
حسّ جوهرشناسی چیست؟
غریزة انسانی چیست؟
انسانیت
منافع غیرشخصی یعنی چی؟